استقلال یکی از مفاهیم بنیادین در شکلگیری و تداوم جمهوری اسلامی ایران است؛ مفهومی که در اندیشه رهبر شهید انقلاب، صرفاً به معنای بینیازی از دیگر کشورها یا قطع ارتباط با جهان تعریف نمیشود، بلکه با حق تعیین سرنوشت، آزادی تصمیمگیری، حفظ هویت و توانمندی ملی پیوند دارد. از این منظر، استقلال زمانی معنا پیدا میکند که یک ملت بتواند بدون پذیرش تحمیل و اراده قدرتهای سلطهگر، درباره مسیر سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی خود تصمیم بگیرد و ظرفیتهای داخلی خود را برای پیشرفت به کار گیرد.
در مقابل، یکی از برداشتهای نادرست از استقلال، تقلیل آن به انزوا و محدود کردن ارتباطات بینالمللی است؛ در حالی که تعامل با جهان و بهرهگیری از تجربه و ظرفیت سایر کشورها، در صورت حفظ اختیار و منافع ملی، با استقلال منافاتی ندارد. بر همین اساس، در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، عضو هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی، مفهوم استقلال در اندیشه رهبر شهید انقلاب، نسبت آن با تعامل جهانی، هویت ملی و خودباوری و همچنین مرز میان استقلال و وابستگی بررسی شده و مشروح آن در ادامه آمده است.
با توجه به اینکه استقلال یکی از شعارهای بنیادین جمهوری اسلامی ایران است، این مفهوم در اندیشه رهبر شهید چه تعریفی داشته و مهمترین شاخصههای سنجش استقلال ملی کشور چیست؟
مقوله استقلال یکی از شعارهای اصلی، قدیمی و جاافتاده جمهوری اسلامی ایران بوده است. امام راحل عظیمالشأن نیز در موضوع استقلال توجه زیادی داشتند و پس از ایشان، رهبر شهید نیز همین مسئله و خط را دنبال کردند.
ریشه تاریخی این مسئله به این بازمیگردد که استعمار و به تبع آن، نظامهای وابسته و استبدادی، از طریق سلب استقلال ملتها، اراده خود را بر آنها تحمیل میکردند و درصدد تسلط بر منافع و منابع کشورهای دیگر، از جمله کشور ما، بودند.
استعمارگران با شکستن استقلال کشورها تلاش میکردند، کشورها را تارج کنند، مقاومت آنها را درهم بشکنند و به این ترتیب، راه نفوذ و تسلط بر منابع کشورها را برای خود هموار کنند و سعی کردند ضعفها و کاستیهای خود را از این طریق جبران کنند. در کشور ما نیز چنین اتفاقی رخ داد و یکی از عواملی که به شکلگیری انقلاب اسلامی منجر شد و به واسطه امام راحل هوشیاری مردم نسبت به این امر انجام شد، همین مسئله عدم استقلال در ابعاد مختلف کشور بود. مردم نیز این تحقیرشدگی را متوجه شدند و در مقابل این تحقیرشدگی و وابستگی قیام کردند تا بتوانند استقلال خود را به دست آورند.
بنابراین، نخست باید به این سابقه تاریخی توجه کرد که مردم ایران شاهد منکوب شدن استقلال خود بودند و همین مسئله یکی از انگیزههای شکلگیری قیام و انقلاب اسلامی بود.
یکی از مهمترین دستاوردها و هدایایی که انقلاب اسلامی برای مردم ایران به ارمغان آورد، مسئله استقلال بود. رهبر شهید هم اهمیت این مسئله را بهخوبی متوجه بودند و برای استقلال اهمیت زیادی قائل بودند. ایشان در یکی از سخنرانیهای سالگرد امام خمینی(ره)، موضوع استقلال ملی را محور سخنان خود قرار دادند و به تبیین و تفسیر آن پرداختند.
برخی به ویژه در سالهای اخیر معتقد هستند که استقلال امری آرمانی و دست نیافتنی است، دیدگاه شما چیست؟
در سالیان اخیر، زمزمههایی در کشور شکل گرفت مبنی بر اینکه اساساً شعار استقلال، یک آرمان دستنیافتنی و غیرواقعی است. استدلال مطرحکنندگان این دیدگاه نیز این بود که در دنیای امروز هیچ کشوری نمیتواند ادعا کند که مستقل است یا خواهان آن باشد که از همه جهات استقلال داشته باشد.
علت این استدلال هم آن است که هیچ کشوری از همه امکانات برخوردار نیست و طبیعتاً در برخی امور به سایر کشورها وابسته است. به طور نمونه، یک کشور نفت ندارد، یک کشور جنگل ندارد، یک کشور آب کمتری دارد، یک کشور منابع معدنی کمتری دارد و کشور دیگری از منابع بیشتری برخوردار است و برخی از کشورها از کریدورهای ژئوپلیتکی برخوردار است. همچنین ممکن است یک کشور فناوری یا علم کمتری داشته باشد و کشور دیگری در این زمینهها پیشرفتهتر باشد.
این کشورها از طریق دادوستد و مبادله امکانات و ظرفیتهای خود با یکدیگر، طبیعتاً امورشان را میگذرانند. بنابراین، این ارتباط و مبادله هیچوقت تعطیل نخواهد شد و از این جهت، نمیتوان گفت هیچ کشوری بهطور مطلق و در همه زمینهها از کشورهای دیگر بینیاز است.
اما رهبر شهید مجدداً بر مقوله استقلال تأکید کردند؛ چراکه این تفکر، چه با توجه و چه بدون توجه به مبانی انقلاب و امام راحل و رهبری، مفهوم استقلال را به شکل اشتباهی مطرح میکند و سپس همان معنای اشتباه را مورد نقد قرار میدهد تا از این طریق زمینه وابستگی کشور را فراهم کنند و مردم را به این امر با خود همراه کنند.
با توجه به اینکه برخی استقلال را به معنای قطع ارتباط و بینیازی از سایر کشورها میدانند، استقلال ملی در معنای صحیح آن چه تفاوتی با انزوا و قطع ارتباط با جهان دارد و مهمترین شاخصهای یک کشور مستقل چیست؟
معنای صحیح استقلال این است که یک ملت در تصمیمگیریهای خود اختیار و استقلال به رأی داشته باشد. نقطه مقابل استقلال، این است که دیگران به ویژه کشورهای مستکبر برای یک کشور و حتی کشورهای مستضعف تصمیم بگیرند و اراده خودشان را بر آن کشور تحمیل کنند.
این یعنی کشورهای مستکبر نسبت به نحوه اداره یک کشور نظر میدهد و نمیگذارند یک ملت خودش تصمیم بگیرد که چگونه باید کشورش اداره شود؛ یا آنها تصمیم میگیرند که با چه کشوری ارتباط داشته باشد یا ارتباط نداشته باشد؛ به چه فناوریهایی دست پیدا کند یا دسترسی پیدا نکند؛ در چه زمینههای علمی اجازه پیشرفت داشته باشد و در چه زمینههایی پیشرفت نکند؟!
حال آنکه استقلال به این معناست که یک کشور درباره منابع خود اختیار داشته باشد. ما حتی امروز شاهد هستیم که نسبت به کشور ما و منابع آن طمع وجود دارد و دیگران میخواهند در مورد منابع کشور ما اعمال نظر و اراده کنند.
بنابراین، مسئله استقلال به معنای قطع ارتباط با دنیا و بینیازی مطلق از همه کشورها نیست؛ بلکه مسئله اصلی، اختیار یک ملت در تصمیمگیری درباره سرنوشت، اداره کشور، روابط خارجی، مسیر علمی و فناوری و منابع خود است.
شما به بیان رهبر شهید انقلاب درباره استقلال ملی، اشاره کردید که استقلال به معنای قطع ارتباط کشور با دیگر کشورها و محدود کردن سیاست و اقتصاد در مرزهای داخلی نیست. این تعریف چه تفاوتی با برداشتهای نادرست از مفهوم استقلال دارد؟
بله، رهبر شهید انقلاب در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ درباره موضوع استقلال ملی صحبت کردند و توضیح دادند که استقلال به معنای زندانی کردن سیاست و اقتصاد کشور در میان مرزهای خود نیست. بنابراین، اگر از استقلال صحبت میکنیم، نمیخواهیم از این شیوه دفاع کنیم که ارتباط کشور با سایر کشورها و بهرهمندی از ظرفیتها و تجارب آنها قطع شود.
اگر چنین اتفاقی بیفتد، طبیعتاً انسان نمیتواند از تجارب سایر کشورها استفاده کند و از سوی دیگر، نمیتواند مزایای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود را نیز به دیگر کشورها منتقل کند. بهویژه درباره انقلاب اسلامی که دارای پیام جهانی است، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا میکند. طبیعی است که شرط لازم صدور پیام انقلاب، نیازمند ارتباط فرهنگی با دیگر جوامع و ملتهاست.
در نقطه مقابل، رهبر شهید انقلاب در تاریخ ۶ آذر ۱۳۹۸ فرمودند: «استقلال ملی یعنی آزادی ملت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرتها و سلطهگران جهان.» بنابراین وقتی از آزادی سخن میگوییم، یعنی ملت و حکومت حق تصمیمگیری، حق عمل کردن و حق اندیشیدن را برای خود محفوظ داشته باشند.
با این توضیح، معنای درست و معنای نادرست استقلال در اندیشه رهبر شهید انقلاب تا حدود زیادی روشن میشود. استقلال به معنای قطع ارتباط با جهان و محروم کردن کشور از ظرفیتها و تجارب دیگر ملتها نیست؛ بلکه به معنای حفظ آزادی تصمیمگیری، اندیشیدن و عمل کردن و رهایی از تحمیل و زورگویی قدرتهای سلطهگر است.
با توجه به این تعریف، مهمترین تهدیدها علیه استقلال ملی چیست؟ وابستگی در چه عرصههایی میتواند استقلال کشور را تحت تأثیر قرار دهد؟
برای پاسخ به این سؤال، باید ببینیم استقلال چه برکاتی برای یک کشور دارد و در مقابل، از بین رفتن استقلال چه آسیبهایی میتواند ایجاد کند.
اگر در ادبیات امام راحل عظیمالشأن و رهبر شهید انقلاب، موضوع استقلال به شکل برجستهای مطرح شده است، به این دلیل است که هویت جامعه با استقلال قابل حفظ است. هر جامعهای بر اساس فرهنگ خودش هویت پیدا میکند و اگر از فرهنگ و هویت خودش فاصله بگیرد و از آن تهی شود، در واقع بخشی از هویت خود را از دست میدهد.
برخی به اشتباه تصور میکنند اگر ما در فرهنگ جهانی هضم شویم، این به معنای روشنفکری یا تجدد است؛ در حالی که چنین برداشتی درست نیست. کشوری مانند ایران اسلامی که از یک سو سابقه تاریخی و تمدنی و از سوی دیگر هویت اسلامی دارد، طبیعی است که هویت خودش را از تاریخ و ملاکهای ماندگار تاریخی خود بگیرد.
البته این به معنای سنتگرایی ارتجاعی نیست، بلکه به معنای پاسداشت ارزشهای جهانشمول و فراگیری است که نسلهای گذشته آنها را به ما رساندهاند و ما نیز باید پاسدار آنها باشیم. بنابراین، اگر استقلال از بین برود، هویت کشور مخدوش میشود و هویت ملت نیز آسیب میبیند.




نظر شما